رگ خواب این دل،تودست توبوده
ترکهای قلبم،شکست توبوده
منوبایه لبخندبه ابرا کشوندی
بایک قطره اشکت،به اتیش نشوندی
مدارانکردی،بادلواپسی مو
ندیده گرفتی،غم بی کسی مو
با این ارزویی،که بی تومحاله
یه شب خواب اروم،فقط یک خیاله
چقدرحیفه این عشق،همینجورهدرشه
یکی ازمن وتو،بره دربه در شه
بایدسرکنم با،همین جای خالی
حالا درنبودم،بگودرچه حالی؟
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 بهمن 1389 | توسط:
کوروش کبیر |
نظرات()